تاریخ مختصر جنگ قرهباغ

کتاب «تاریخ مختصر جنگ قرهباغ»، نوشته نقی عاکف و ترجمه: دکتر محمدعلی پرغو و غفار عبدالهی متنق در 176 صفحه در سال 1392 از طرف انتشارات دانشگاه تبریز به چاپ رسیده است.
این کتاب از یک مقدمه و شش فصل و بخشی بهعنوان «کرونولوژی» که حوادث مربوط به قرهباغ کوهستانی را از قرن چهارم ق. م. تا روزگار حاضر گاه نگاری کرده و در آخر «نتیجه» تشکیلشده است. عناوین فصلهای کتاب به این شرح است:
«اولین ادعاهای ارضی ارامنه»، «ادعاهای ارامنه (در دورهی شوروی)، «آغاز جنگ قرهباغ»، «فروپاشی امپراتوری شوروی و آغاز مرحلهی جدیدی از اشغالگری»، «عملیاتهای جنگی گستردهی دولت اشغالگر ارمنستان»، «دورهی آتشبس و ادامهی مذاکرات صلح»
شواهد و قرائن تاریخی حاکی از آن است که از مدتها پیش این منطقه شاهد تنش و بحران قومی بین دو عنصر آذربایجانی و ارمنی بوده است. در این میان ارامنه بهعنوان مهاجرانی که از دیگر مناطق بدین جا کوچانیده شدهاند، همواره اقدام به طرح ادعاهایی در خصوص منطقه نموده با توسل بهزور و ابزار قهریه سعی در تصاحب بخشهایی از آن کردهاند.
مناقشه مذکور با حمایت روسها از ارمنیها بهمنظور افزایش ارامنه در مناطق آذری نشین همچون باکو، ایروان و قرهباغ تشدید شد و به انواع و اقسام شیوهها در طول دوران روسیه تزاری ادامه یافت.
پس از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی نیز حمایت و پشتیبانی از مواضع ارامنه در طرح ادعاهایشان علیه مناطق آذری نشین ادامه داشت. حکومت شوروی از ابتدای قرن بیستم از گروههای تروریستی و خشونتگرای ارمنی علیه آذریها حمایت نموده و نهتنها اقدامی در راستای ممانعت از فعالیتهای ایشان به عمل نیاورد، بلکه کوشید با طرح پرولتاریای بینالمللی، دفاع آذریها از مناطق خویش را منافی این گفتمان برشمرده و آنها را به ملیگرایی مخرّب متهم سازد. تداوم فعالیتهای ارامنه در زمان بحران بالکان و جنگ جهانی نخست که قصد نفوذ به مناطقی در داخل قلمرو ترکیه را داشتند، با دستگیری رهبران دینی ارامنه و نیز کوچاندن ارامنه به اراضی جدید، بهویژه در آوریل سال 1915 موجب طرح بحث نسلکشی ارامنه شده است که ادعای آن تا به امروز نیز ادامه یافته است. این در حالی است که کشتار و قتلعامهای متعددی از سوی ارامنه در دهههای نخستین سده بیستم ازجمله در مارس و آوریل سال 1918 در شهرهایی همانند شماخی، باکو و ... صورت گرفت. روسها با حمایت از گرجستان و ارمنستان در مقابل آذربایجان تلاش داشتند قرهباغ را تجزیه نمایند که درنتیجه سیاست ایشان، بخشی از آن به ارمنستان واگذار گردیده و بخشی هم با عنوان ولایت خودمختار قرهباغ کوهستانی ایجاد گردید.
باآنکه بحران در قرهباغ در همه دوران شوروی سابق ادامه داشت، اما در دهه واپسین قرن بیستم، با فروپاشی شوروی و استقلال آذربایجان و ارمنستان شدت و عمق بیشتری یافت که بخشی از آن به دلیل بحرانهای داخلی در حاکمیت جمهوری آذربایجان بود؛ این امر زمینه را برای تشدید بحران قرهباغ فراهم نمود. پسازآن بارها بهویژه از سال 1994 به بعد پیشنهادهای متعددی برای برقراری آتشبس در منطقه قرهباغ و بین طرفین درگیر مطرح شد. در طرحهای آتشبس ارائه شده، علاوه بر ارمنستان منافع قدرتهای بزرگ و سازمانهای بینالمللی بهویژه به دلیل تأمین امنیت منطقه در راستای اجرای برخی پروژههای اقتصادی، نقش زیادی داشت بیآنکه همه شرایط عادلانه بدین منظور در نظر گرفته شوند. ازاینرو ماحصل پیشنهادها و طرحهای مختلف به نتیجه بایستهای نرسیده است.
با شروع هزاره سوم، فعالیتهای گستردهای از سوی گروههای اجتماعی و اقشار و نیز گروهها و نهادهای مختلف آذربایجان ازجمله روشنفکران، نظامیان سابق، نمایندگان مجلس، برخی از مهاجرین و دیگر طیفها برای مبارزه با اقدامات ارمنستان آغاز گردید. اینان بر لزوم آزادی قرهباغ با استفاده از نیروی نظامی تأکید داشتند. در مقابل، ارمنیها سعی کردند با استفاده از دیپلماسی عمومی، بر افکار عمومی تأثیر بگذارند. آنها با اعزام هیئتهایی به آذربایجان، سعی نمودند خاطرات منفی موجود از ارمنیها در اذهان آذربایجانیها را از بین ببرند. چنین حرکاتی از سوی آذربایجانیها نهتنها موردپذیرش واقع نشد، بلکه طیفهایی از آنها ازجمله برخی از جوانان آذری اقدام به تشکیل برخی گروههای چریکی و پارتیزانی نمودند تا با نیروهای ارمنی مقابله کنند. اینها بخشی از شرح وقایعی است که در کتاب نقی عاکف آمده است و بینشی از سیر رخدادهای قرهباغ را ارائه میدهد. در مجموع کتاب مذکور تحولات قرهباغ را از سدهها پیش تا حدود سال 2010م. در بر میگیرد. در طیّ همه این تاریخ پر فراز و نشیب، موضوع قرهباغ همچنان بهعنوان یک معضل سیاسی و امنیتی باقی مانده است و با آنکه گروههای بینالمللی و قدرتهای بزرگی برای میانجیگری و ارائه راهحل برای آن تلاش نمودهاند، بااینهمه نهتنها مشکل فوق حلنشده است، بلکه بعد از آزمودن همه این موارد، بسیاری از مردم آذربایجان را بدین نتیجه رسانده است که فقط با جنگ و به تعبیر دینی آن جهاد است که میتوانند از حق خویش دفاع نمایند.
کتاب «تاریخ مختصر جنگ قرهباغ» بهرغم نقدهایی که از حیث دیدگاههای تاریخی بر آن وارد است، ازنظر بیان و شرح جریان قرهباغ در بستر تاریخی آن وضعیت قابلقبول و مناسبی دارد و مطمئناً برای اهل تحقیق و علاقهمندان تاریخ و فرهنگ منطقه قفقاز قابلاستفاده و جالب خواهد بود.