نقش جنبش دانشجویی تبریز در شکلگیری انقلاب/ دانشگاه تبریز: از کانونهای مهم مبارزه با فساد

از تبریز به عنوان دومین شهر سیاسی کشور یاد میشود و حضور گروههای متعدد سیاسی در این شهر، بر تحولات کشور تأثیر مستقیمی گذاشته است که اوج آن در دوران ظهور جنبش دانشجویی در تبریز و شکلگیری انقلاب اسلامی است. نقش دانشگاه تبریز جدای از نقش تبریز و آذربایجان در تاریخ معاصر ایران به ویژه انقلاب اسلامی نیست و دانشگاه تبریز همانند مردم تبریز از پیشروان نهضت انقلاب اسلامی بودند.
در بین دانشگاههای ایران، دانشگاه تبریز و جنبش دانشجویی آن از اهمیت خاصی برخوردار است، این جریان در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در دو حرکت مهم نقشآفرین بودند؛ ابتدا در «قیام تاریخی ۲۹ بهمن مردم تبریز» که در اعتراض به سرکوب خونین مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ صورت گرفت و دیگری «واقعه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه تبریز» که به لحاظ اهمیت از واقعه ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ مهمتر است و پس از این واقعه تا پیروزی انقلاب، دانشگاه تبریز فعالیتهای آموزشی خود را تعطیل کرد.
دانشگاه تبریز از نظر قدمت و اهمیت از دانشگاههای مهم ایران است، از نظر تشکلهای و فعالیتهای دانشجویی و تاریخ جنبش دانشجویی در ایران نیز از اهمیت برخوردار است.

در راستای این سیاست و بهنوعی برای کنترل هرچه بیشتر دانشجویان و جلوگیری از بروز حرکتهای اعتراضی در آینده، از سوی دانشگاه آذر آبادگان، استادان راهنما در آغاز سال تحصیلی جهت آشنایی هرچه بیشتر با وضع اجتماعی - اقتصادی دانشجویان ورودی جدید، برای تماس و مصاحبه با خانواده آنها، به نقاط مختلف کشور اعزام شدند: «بهطورکلی دانشگاه آذرآبادگان این مسئله را درک نموده است که موقعیت اقتصادی و اجتماعی تأثیر عمیق در نظام فکری و اعمال و رفتار هر فرد دارد بهطوریکه محرومیت و نارضائی و ضعف و آرامش روحی و میزان عدم رضایت، افکار منفی را در نظر دانشجو پرورش داده و او را برای گرایش بهسوی فعالیتهای منفی و بروز عکسالعملهایی وادار میکند».
جنبش دانشجویی تبریز در فقدان شریعتی

موضوع دیگری که باعث تحرک دوباره جنبش دانشجویی شد، درگذشت سید مصطفی خمینی فرزند بزرگ امام بود. متعاقب درگذشت ایشان، ساواک تبریز به برخی از علما ازجمله بنابی هشدار داد که از ذکر نام امام خمینی در منابر خودداری کنند. علیرغم این هشدار، مبارزان مسلمان در سراسر ایران از فرصت بهدستآمده نهایت استفاده را کردند. در مجالس بزرگداشتی که به همین منظور در اقصی نقاط ایران برپا شد، ضمن سخنرانیها، انتقاداتی نسبت به حکومت پهلوی انجام پذیرفت. دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز در این زمینه به فعالیتهایی دست زدند.
قیام ۱۹ دی قم و حرکت دانشجویی تبریز

دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز پس از وقوع حادثه ۱۹ دی در قم، مراجعات متعددی به سید محمدعلی قاضی طباطبائی که یکی از مبارزان انقلابی در دوران پهلوی بود داشته و خواستار انجام حرکتی بودند که نهایتاً با این جمله معروف قاضی طباطبایی روبرو شدند: «مردم تبریز مثل دیگ سنگی هستند، دیرجوش میآیند، ولی اگر جوش بیایند دیگر نمیایستند...»
دانشجویان در داخل دانشگاه اعتراضشان را بروز دادند. ۲۴ دیماه، دانشجویان دانشگاه تبریز در محوطه داخلی دانشگاه در اعتراض به حوادث ۱۹ دی شهر قم دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات با دخالت نیروهای پلیس به صحنه درگیری بین دانشجویان و گارد دانشگاه و مجروح شدن افرادی از هر دو طرف انجامید.

عباس خامهیار، معاون بینالملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است، وی دانشجوی ورودی سال ۵۶ دانشگاه تبریز در رشته زمین شناسی بود، در همان سالهای ابتدایی تحصیل خود در دانشگاه، به گروههای مبارز پیوسته و یکی از اعضای اصلی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه در آن دوران بوده است.
خامهیار در خاطرات خود درباره فعالیت دانشجویان دانشگاه تبریز میگوید:«قبل از شکل گیری انقلاب در این دانشگاه به عنوان یکی از کانونهای مبارزه با رژیم پهلوی، فضای سنگینی حاکم بود، گارد ضد شورش شاهنشاهی در اینجا حضور واقامت دائم داشت. هر گونه حرکت ضد رژیم را بلافاصله باشدت تمام سرکوب میکردند. در سال ۱۳۵۶ طی حملهای که گارد دانشگاه به دانشجویان مبارز و آزادی خواه داشت در محوطه دانشکده علوم سه شهید دانشجو تقدیم انقلاب شد. صحنه دلخراشی بود، امکان انتقال مجروحان به بیمارستان نبود، تصویر آن روز هیچ گاه از ذهن من پاک نمیشود.»
معاون بینالملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی میافزاید: «این حرکت دانشگاه آذرآبادگان (دانشگاه تبریز امروز) در آن روزها، نقش اساسی در ادامه فعالیتهای اسلام گرایان در مبارزات ضد رژیم داشت.»
وی در قسمتی از خاطرات خود میافزاید:«به یاد دارم در دانشکده کشاورزی در یک تجمع ۳۰ نفره، یک دانشجو که میخواست قانون اساسی خود رژیم شاه را بخواند و به یک اتفاق در جامعه اعتراض بکند که خلاف قانون اساسی است، بایستی روی خود را میپوشاند و زیر صندلی مخفی میشد ودور ورش را چند دانشجو احاطه کنند تا نیروهای ساواکی چهره اش را شناسایی نکنند؛ همهی اینها فقط به این خاطر بود که فقط میخواست یک ماده از قانون اساسی کشور را برای دانشجویان یادآوری بکند. فضای سیاسی دوران ستمشاهی اینگونه بود.»
در دانشگاه تبریز در بین سالهای ۱۳۵۵ -۱۳۵۴ جمعی از دانشجویان مبادرت به تشکیل یک گروه ضربت برای مقابله با برخی مظاهر فساد و با عوامل ترویج رسم اباحه نموده بودند. در این گونه موارد ساواک به شدت با دانشجویان مسلمان معترض به فساد و بیبندوباری برخورد میکرد و مدیریت دانشگاه نیز به شدت از ترویج بی مبلاتی و بیبندوباری حمایت میکرد. دانشجویان معترض به ساواک احضار شده بود و مورد بازجویی یا آزارهای جسمانی و روانی قرار میگرفتند.

به گفته وی روز شنبه ۲۹ بهمن ۵۶ در بزرگداشت مراسم چهلم شهدای قم، از سوی روحانیت در تبریز اعلام سوگ عمومی میشود که رهبریت این حرکت با آیت الله قاضی بود.
شنیدهها حاکی از این است که قرار بر این بود که در مسجد قزلی بزرگداشت شهدای قیام تاریخی قم برگزار شود. کلاسهای ساعت ۸ صبح تعطیل شد و همه دانشجویان به صورت دسته جمعی تصمیم گرفتند که در این مراسم شرکت کنند.در مقابل مسجد قزلی تبریز یکی از ماموران شهربانی به نام مقصود حق شناس به مردم توهین کرد. توهین حق شناس باعث شد تا آتش خشم مردم شعله ور شود و مردم به سمت ماموران هجوم بیاورند و با آنها درگیر شوند.

در طول سال ۱۳۵۷ دانشگاههای کشور به پایگاه انقلاب تبدیل شدند. کلاسها تعطیل شد و تظاهرات سیاسی برای سرنگونی رژیم از دانشگاهها، سازماندهی شد. جنبش دانشجویی اکنون به یک جنبش اجتماعی مبدل شده و خواستههای انقلابی مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت امام خمینی ره در صدر توجه آنان قرار گرفت.
نظر شما :