نگاهی به خط سیر جاهلیت در تاریخ اسلام؛از نفاق بنی امیه تا جاهلیت نوین آل سعود/خواص بی بصیرت و کفران نعمت ولایت

۲۵ خرداد ۱۳۹۴ | ۱۳:۱۰ کد : ۴۸۴۸
تعداد بازدید:۹۵۷
دکتر محمدعلی پرغو، عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس مرکز تاریخ و فرهنگ ایران بیان داشت: اگر نگاه کوتاهی در منطقه خاورمیانه به جریانات نظامی و فرقه ای و دینی بکنیم به این نتیجه می رسیم که بزرگترین هدیه برای امت اسلامی امنیت است که هدیه ولایت مداری مردم ایران اسلامی در برابر استکبار و وابستگان است که جواب نه محکمی به دشمنان اسلام داده اند و تمامی این هدیه ها از ایستادگی در برابر ظلم گرفته تا امنیت در گروه پایبندی به اصول ولایت فقیه است...
نگاهی به خط سیر جاهلیت در تاریخ اسلام؛از نفاق بنی امیه تا جاهلیت نوین آل سعود/خواص بی بصیرت و کفران نعمت ولایت

به گزارش ائل، متن یادداشت شفاهی اختصاصی دکتر محمدعلی پرغو، عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس مرکز تاریخ و فرهنگ ایران دانشگاه تبریز بدین شرح است:

با ظهور اسلام و تاکید آن بر برابری و برادری و گرایش تمام مردم و ایمان آورندگان به آن فارغ از نژاد، زبان و رنگ پوست و جایگاه اجتماعی موجب شد تا اشرافیت دوره جاهلی جایگاه خود را ازدست داده و ابوسفیان با بلال حبشی در جایگاه یکسانی قرار گیرند، طبیعی بود که خاندان بنی امیه از این وضع ناراضی باشند و از آنجایی که ایمانشان عمق چندانی نداشت به دنبال فرصت بودند تا از امتیازات دوران جاهلی بهره بگیرند.

بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام(ص)، در زمانی که حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در حال آماده سازی مقدمات تغسیل و تدفین حضرت بودند, عده ای از مهاجران و انصار در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و بدون توجه به سفارشات رسول اسلام و پیام صریح و شفاف قرآن در حجه الوداع در غدیر خم و پیشگویی های پیامبر در سایر زمانها درباره جایگاه امامت و ولایت، برای تعیین جانشین پیامبر به شور نشسته و بعد از منازعات و کشمکش های بسیار با تدبیر عمر، ابوبکر را به خلافت برگزیدند.در حالی که این نوع انتخاب نه تنها با مبنای اصول اسلام و دیدگاه پیامبرهم سویی نداشت بلکه در تناقض آشکار قرار داشت.

اساسا هر امتی که بخواهد حرکتی را برای یک برنامه بزرگ انتخاب کند نیازمند چند اصل مهم است که یکی از آنها اتصال به علوم نامحدود و عصمت برای رهبر آن امت است، قاعدتا انسان عادی نمی تواند این مسولیت مهم را به عهده بگیرد چرا که در کنار عصمت، غلبه بر هواهای نفسانی از اصل های مهم و ویژگی های بزرگ رهبری یک امت اسلامی است، بنابراین حق زایل شده متعلق به امیرالمومنین علی (ع) نبود بلکه متعلق به تمام دنیای اسلام بود چرا که بنا بود علی (ع) نیزمسولیت دنیای اسلام را به عهده بگیرد.

با خلافت رسیدن ابوبکر، عمر و عثمان، علی بن ابی طالب (ع) به مدت بیست و پنج سال از ولایت بر مردم دورنگه داشت شدند، در زمان عثمان بنی امیه از لاک خود در آمد و با استفاده از ضعف عثمان در امور دینی و حکومتی، از طریق سیاست های طایفه گرایانه و تجمل گرایانه عثمان برای بازگشت به قدرت سیاسی قدم های بزرگی برداشتند، بنی امیه که بعد از فتح مکه و به اجبار اسلام روی آورده بودند در دوره این خلفیه مسولیت های مهمی من جمله حکومت شام را قبضه کرده و امثال مروان حکم که از مطرودان روشن زمان پیامبر اکرم (ص) بود به عنوان مشاور خلیفه برگزیده شده و صحابی صادق، پرهیزکار و دانایی چون ابوذر به صحرای لم یزرع تبعید گردید.

بدین ترتیب اشرافیت جاهلی که برای مدتی از قدرت برکنار مانده بود دوباره در صحنه ظاهر شد،بارزترین نمونه حضور این اشرافیت جاهلی را ادعای معاویه بر خلافت جهان اسلام دید که با حیله و نیرنگ و تذویر به مخالفت و دشمنی با امیرالمومنین علی (ع) پرداخت و با شهادت علی (ع) قدرت را به طور کامل قبضه کرد به این ترتیب یکی از بزرگترین دشمنان پیامبر اسلام قبل از فتح مکه که خانواده اش بیشترین دشمنی را با اسلام داشت به ناحق به خلیفه گری اسلام رسید و بدتر از خلافت خود، انتقال این خلافت به یزید بن معاویه پسر شراب خوار و سگ باز خویش بود که بر خلاف پدر، حتی رعایت ظواهر را نیز نمی کرد.

اوج بازگشت این اشرافی گری جاهلی در رفتارهای غیرانسانی یزید بود ،فاجعه کربلا و به شهادت رساندن اهل بیت پیامبر (ص)، تخریب کعبه و به شهادت رساندن تابعین در مکه و مدینه از جمله رفتارهای این خلیفه مسلمین بود. حکومت 91 ساله بنی امیه نشان آشکار فاصله گرفتن جامعه اسلامی از روح اسلام و بازگشت آن به عهد جاهلی می باشد، تفاخرات عربی و تجملات کسرایی و قیصری در این دوره هیچ نسبتی با اسلام ندارد، توجه به مادیات و مفاسد ان در دوره عباسیان نیز ادامه یافته و در تمام دوران عباسی جانشینان راستین پیامبر اکرم (ص)، ائمه اطهار (ع) تحت پیگرد و اذیت و آزار قرار گرفتند به نحوی که یاران واقعی اسلام زنده زنده در لای دیوار قرار می گرفتند و نمونه بارز آن رفتار فجیع حجاج است، بیشتر اصحاب و یاران عمر خود را تحت شکنجه و فشار یا در زندانها به سر برده و به شهادت رسیدند.

خط انحرافی که از سقیفه بنی ساعده آغاز شده بود ادامه یافته و برای قرن ها جامعه اسلامی را از روح اسلام دور ساخت، ظهور جریانات و فرقه های انحرافی شاهد اصلی این مدعاست و این خط انحرافی در دوران معاصر با حضور استعمارگران و نفوذ آنها در جوامع اسلامی هر چه پر رنگ تر از گذشته ادامه یافته است، فرقه سازی و مذهب سازی جدید روز به روز گسترش یافته و استعمارگران با حمایت از این خط انحرافی در تضعیف هر چه بیشتر اسلام و مسلمانان گام برداشته و فرقه هایی چون وهابیت، بهاییت، القاعده و داعش و از این قبیل نگاه ها را تقویت کرده اند تا جایی که این فرقه های انحرافی بر حرمین شریفین تسلط یافته اند.

امروز حرمین شریفین در دست کسانی است که آبا و اجداد آنها چندین سال بعد از گسترش اسلام بالاجبار و به ظاهر اسلام را پذیرفتند و امروز شاهد هستیم که در همین کشور عاشقان واقعی پیامبر اسلام و اهل بیت پاک و مطهرش تحت فشار و تعقیب قرار گرفته اند و ناجوانمرادانه تشیع را به خاک و خون می کشند.

آنچه مهم است، اکنون باید ملت شجاع و بصیر ،آگاه و دارای تمدن عظیم باید متوجه این موضوع باشند که چرا برخی ها نسبت به دین با وجود نشانه های شفاف ،کج راهه می روند،بدون شک چنین افراد کج اندیش با وجود نشانه های شفاف الهی با حب دنیا و ریاست طلبی و بالاتر از آن با سرپیچی از اصل اسلام چند دستگی و انحرافات را بوجود آورده و دین را از ریل اصلی خود بیرون می رانند.

تبلیغات وسیع باعث سردرگمی در جامعه شده و مردم نسبت به اصل اسلام دچار گمراهی میشود و از آنجاییکه قدرت به دست نااهلان افتاده است، نااهلان با غصب و تحریف اصل دین قدرت را به دست گرفته اند و شرایط نامطلوب را برای مردم در تمامی کشورهای اسلامی تحمیل کرده اند، خودخواهی، خودمحوری و ریاست طلبی و بالاتر از آن ترس از عدالت علی (ع) توسط خواص بی بصیرت رواج یافته است.

اگر این خواص بی بصیرت نگاه کاملی به دیدگاههای پیامبر اسلام نداشته باشند با خودخواهی و خود محوری و ترس از عدالت، سیاست زدگی را در جامعه ترویج خواهند داد؛ اما چنانچه پیروان واقعی اسلام و به خصوص خواص تحت اصول و ولایت پیامبر اسلام قرار گرفته و با بصیرت و معرفت کافی نسبت به دین عمل کنند، بدون شک نگاه های کج اندیش به مطلوب خود نخواهد رسید و خودخواهی ها و ریاست طلبی ها و اشرافیت گرایی ها تبدیل به مدینه فاضله ای می گرددد که منظور و صلاح اصلی اسلام است.

باید دقت کنیم که مردم زمان پیامبر اکرم (ص) رسالت را پذیرفتند اما عدم درک صحیح از ولایت موجب گمراهی گردید و ولایت را در مقابل اشرافی گری و ریاست طلب و قبیله گرایی قرار داده و از راه درست منحرف شدند و این مساله در صلح حدیبیه و جنگ احد قابل مشاهده است و مهمتر از تمام این موارد نادیده گرفتن مهمترین پیام اسلام ولایت امیرالمومنین علی (ع) است.

چنانچه نیم نگاهی به جریانات جاری در جامعه اسلامی خود داشته باشیم به این نتیجه می رسیم که راه صلاح واقعی در گرایش به ولایت فقیه است و چنانچه امت با دقت و بصیرت و هوشیاری در زیربیرق این ارزش بی نهایت والا قرار بگیرند هیچ توطئه و زوالی آنها را از پای در نمی آورد اما چنانچه خدای نکرده جریانات تاریخ را تکرار کنیم در کنار خیانت به رسول گرامی اسلام (ص)، جزو یکی از اشخاصی قرار می گیریم که در برابر استمرار رسالت پیامبر اعظم (ص) ایستادند.

باید توجه داشت که خداوند متعال برای استمرار رسالت پیامبر اهل بیت (ع) فرستادند و اکنون که ولایت امت اسلامی در اختیار ناجی بشر حضرت مهدی (عج) است چنانچه مانند افراد سقیفه عمل کنیم باید اطمینان داشته باشیم که علاوه بر شهدای انقلاب اسلامی باید پاسخ گوی پیامبر امت باشیم، ایران اسلامی اکنون بزرگترین امت ناجی بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) است و اگر به ولایت و مبانی اسلام و قرآن آن چنان که شایسته است عمل کنیم و در برابر دنیا گرایی مقابله کنیم به تحقق آیه "ان الارض یرثها عبادی الصالحون " رسیده و جزو مجریان این وعده الهی خواهیم بود.

اما چنانچه همانند کسانی که در فتنه 88 به میدان آمده و بنی امیه مابانه در خیابانها آمده و نسبت به عاشورا و ولایت فقیه عمل کنیم از مسیر منحرف می شویم و این انحرافات و منحرفین وظیفه را سنگین تر کرده و باید بصیرت را بالاتر ببریم تا پیام استعمار خارجی و استبداد داخلی را درک کرده تا از مسیر واقعی منحرف نشویم.

اگر در عالم اسلام نگاه کوتاهی در منطقه خاورمیانه به جریانات نظامی و فرقه ای و دینی بکنیم به این نتیجه می رسیم که بزرگترین هدیه برای امت اسلامی امنیت است که هدیه ولایت مداری مردم ایران اسلامی در برابر استکبار و وابستگان است که جواب نه محکمی به دشمنان اسلام داده اند و تمامی این هدیه ها از ایستادگی در برابر ظلم گرفته تا امنیت در گروه پایبندی به اصول ولایت فقیه است. و امید داریم خداوند متعال در سایه پایبندی به این اصول چشمان ما را به وجود مبارک امام زمان (عج) منور گرداند تا به تمامی جاهلین صحت سخنان ما در باره منجی عادل بشر اثبات گردد.

آخرین ویرایش ۰۸ شهریور ۱۴۰۰

نظر شما :